
تاریخچهی تار
تار در لغت ایرانی به معنی زه، سیم و از لحاظ سازشناسی از گروه سازهای زهی مضرابی است.
نواختن این ساز در دورهٔ زندیه در شیراز متداول و مرسوم بودهاست. با این همه، نام نوازندهٔ مشخصی از این ساز در منابع دورهٔ زندیه دیده نمیشود و از اینرو، احتمالاً این ساز در آن دوره نام دیگری داشتهاست. سازِ تار با شمایل و مشخصات کنونی (کاسه و نقاره شبیه به دل روبروی هم، با دستهای متصل دارای ۶ سیم) از زمان قاجار دیده شدهاست. در گذشته تار ایرانی پنج سیم داشت. غلامحسین درویش یا درویشخان سیم ششمی به آن افزود که همچنان به کار میرود.
تار در ایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانند تاجیکستان، جمهوری آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان و دیگر نواحی نزدیک قفقاز برای نواختن موسیقی سنتی این کشورها و بخشها رایج است.
ساختار تار
کاسهٔ تار بیشتر از کنده کهنه چوب توت ساخته میشود که هرچه این چوب کهنهتر باشد به دلیل خشک بودن چوب، تار دارای صدای بهتری خواهد بود. پردهها از جنس روده گوسفند و دسته و پنجه معمولاً از چوب گردو تهیه میشوند. جنس خرک، شیطانک و سیمگیر معمولا از شاخ بز کوهی است. در دو طرف دسته از استخوان شتر استفاده میشود. پوست استفاده شده در تار معمولاً از پوست بره تودلی یا بزی است. در سال های اخیر با کوششهای صورت گرفته مواد اولیه مصنوعی و دوست دار محیط زیست جایگزین شکل سنتی آن شده است.
دور دسته، پردههایی عمود بر طول آن با فواصل معین بسته شدهاست. پردهها از لحاظ تعداد به طور معمول به شکل 25 تایی یا 28 تایی بسته میشوند. جعبه گوشی (سرپنجه) در انتهای بالایی دسته قرار گرفته و از هر طرف سه گوشی بر سطوح جانبی جعبه کار گذاشته شدهاست. تعداد سیمهای تار شش است که از انتهای تحتانی کاسه شروع شده که متصل به سیمگیر است، از روی خرک عبور میکند و در تمام طول دسته کشیده شده، تا بالاخره به جعبه گوشیها داخل و در آنجا به دور گوشیها پیچیده میشوند. سیمهای ششگانه عبارتند از دو سیم سفید (پائین) که همصدا کوک میشوند، دو سیم زرد (همصدا)، یک سیم سفید نازک (واخوان) و بالاخره یک سیم زرد (بم)، که دوتای آخری غالباً به فاصله اکتاو کوک میشوند.










